مرتضى مطهرى

778

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ « 1 » است . در اين آيه دو مطلب در زمينهء اختلافات مردم از نظر نژادى و قومى بيان شده است . قبل از بيان اين دو مطلب ، لازم است مطلب ديگرى بيان شود و آن اينكه اين اختلافات قومى و نژادى در واقع اختلافى است در عين اتفاق ، يعنى وحدتى است در عين كثرت . مثلًا اهل يك قبيله بودن معنايش اين است كه يك گروه را در وحدت خودش جمع مىكند و در عين حال ملاك اختلافِ اين گروه است با يك گروه ديگر كه قبيله‌اى ديگر هستند . و همچنين شَعبها ، كه در معنى « شعب » اختلاف نظر است كه آيا شعب يعنى واحد بزرگتر از قبيله ؟ يا واحد كوچكتر از قبيله ؟ يا اساساً به قبيله مربوط نيست ، شعب يعنى واحدهاى اجتماعى كه رابطه‌شان رابطهء نژادى نيست بلكه رابطهء مثلًا جغرافيايى يا زبانى است . در زندگيهاى بدْوى ، مثل زندگيهاى عرب جاهليت ، رابطه‌اى كه اينها را به يكديگر پيوند مىداد يا جدا مىكرد رابطهء نژادى و قبيله‌اى بود . مثلًا قبيلهء ربيعه با قبيلهء مُضَرْ [ پيوند داشت چون هم نژاد بودند ، و ] قبيلهء قريش با قبيلهء خُزاعه . ولى در ميان مردمِ ديگر كه از نظر تمدن پيشرفته‌تر هستند و يك وضع ديگرى دارند معمولًا عامل جغرافيا يا زبان و يا حكومت ، اينها را به صورت يك واحد درمىآورد . مثل مردم ايران . ايرانى بودن به نژاد نيست . نژادهاى مختلفى اعم از نژادهاى آشكار يا غيرآشكار الآن در ايران هستند ؛ اين همه قبايل و ايلات مختلف از كُرد و عرب و غير اينها كه نژادهايشان خيلى با يكديگر اختلاف دارد . و تازه آنهايى هم كه ريشه هايشان خيلى معلوم نيست ، امثال ما ، هزاران خون در خونشان مخلوط شده كه هيچ معلوم نيست بالاخره پيوند نژادىشان به كجا [ منتهى مىشود . ] مثلًا چه در جريان حملهء مسلمين به ايران و چه در جريان حملهء مغول ، نقل و انتقالهاى خيلى زياد شده ، خيلى از مغوليها در ايران اقامت كرده و مانده‌اند و بعد در مردم ديگر حل شدند و با اينها مخلوط گرديدند . ولى الآن يك واحد جغرافيايى وجود دارد به نام « ايران » كه داراى حكومت واحد است . بعضى مىگويند شعوب يعنى شَعبها ، كه مقصود از شعبها آن چيزى است كه ما امروز مىگوييم ملتها ، و قبايل هم كه همان معناى قبيله‌ها را دارد . وجود ملتهاى مختلف براى شناسايى است نه تفاخر به هرحال اين آيه دو مطلب را بيان مىكند . يكى اينكه انتسابات قبيله‌اى و ملى ملاك تفاخر و امتياز نيست ، كه هدف اصلى آيه اين مطلب است . اگر شما در نظام خلقت قبيله قبيله و شعبه شعبه و شَعب شَعب شده‌ايد ، خيال نكنيد كه اين يك ملاكى است براى افتخار و تفاخر كه من چون وابسته به آن قبيله هستم پس برتر و بالاترم يا چون وابسته به اين ملت و جزو اين ملت هستم برتر

--> ( 1 ) حجرات / 13 .